سقوط خاك
سقوط مي كنند
يكي
يكي
دكمه هاي پيراهن
دشت كه باز مي شود، بزهاي نر
پي بركندن ريشه ها
به خدا رسيده اند
از اعماق مرده ام
يكي يكي تو را خاك كرده ام
به عمقي كه آويشن مي دهد و رازيانه راز مي زند
بدون مني كه ببيند
بدون مايي كه نميرد
در دشت مي رقصند
پيراهنهاي يقه دراز و بزهاي گردن سفيد
خاك سقوط مي كند
مرگ مي ميرد
وخدا
آرام
به دنبال يكي ديگر مي رود !
نظرات ()
نظرات ()